پارت سی و ششم :

تیانا کمک کرد تا دم پنجره برسم و بعد آوش با اون افسون قفل باز کنش پنجره رو باز کرد.
چهرچوب پنجره خیلی بزرگ نبود و این دلیلی بود که من برای وارد شدن انتخاب شدم، هیچ کدومشون از اونجا رد نمیشدن و تیانا ترس از ارتفاع داشت.
آب دهنم رو قورت دادم و از پنجره داخل رفتم. بوی نم، کاغذ، و یه نوع عطر تند و تلخ توی صورتم خورد.
اون پری عوضی با وجود سرتق بودنش کارشو خوب انجام داده بود.
دور تا دور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ترنم در رمان جادوگر ترنم
تصویر شخصیت فرجام در رمان جادوگر فرجام
تصویر شخصیت سروین در رمان جادوگر سروین
تصویر شخصیت تیانا در رمان جادوگر تیانا
تصویر شخصیت کامیار در رمان جادوگر کامیار
تصویر شخصیت مبین در رمان جادوگر مبین
تصویر شخصیت ترلان در رمان جادوگر ترلان
تصویر شخصیت آرمه در رمان جادوگر آرمه
تصویر شخصیت متین در رمان جادوگر متین
تصویر شخصیت آرون در رمان جادوگر آرون
تصویر شخصیت آوش در رمان جادوگر آوش
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الی

    1

    یکم زیادی غیرمنتظره بود راستش

    ۲ ماه پیش
  • الی

    1

    حدس میزدم این بین مبین عاشق ترنم شده باشه

    ۲ ماه پیش
  • معصومه

    1

    میدونستممممم مبین از ترنم خوشش میاد😌

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    1

    انتظارشو نداشتم🔪 💚

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    1

    فوق العاده بود😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    ✨️✨️✨️💜

    ۳ ماه پیش
  • رزالین

    2

    ترنم انتضار داشت فرجام غیرتی بشه 🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    طفلک خورد تو ذوقش😭🤣

    ۳ ماه پیش
  • رزالین

    1

    همش پسرا نمیتونن بزنن تو ذوق دخترا یزمانی میرسه که ترنم جونمم میزنه تو ذوقش 😭🤣

    ۳ ماه پیش
  • هلنا

    1

    از اولم معلوم بود مبین از ترنم خوشش میاد چون تو پارت های قبلی هم ترنم گفته بود مبین یه جوری شده 🫠🫠 ولی من اصلا نمیتونم ترنم رو با مبین تصور کنم 🤮 فقط ترنم با فرجام🥰😍😍😍😍😍😍

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    مبین از اولم از ترنم بدش نمیومد

    ۳ ماه پیش
  • هلنا

    1

    اون که معلومه ترنم عشق منه 😘😘😍 فقط شیپ مورد علاقه من ترنم با فرجامه

    ۳ ماه پیش
  • هلنا

    0

    اون که معلومه ترنم عشق منه 😘😘😍 فقط شیپ مورد علاقه من ترنم با فرجامه

    ۳ ماه پیش
  • naz

    0

    الان من متوجه نشدم اون پری چیکار کرد که تونست وارد بشه ترنم ؟؟

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    جادوهای محاعظتی اونجا رو خنثی کرد

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    1

    اون تیم به یه انسان ناامید هم نیاز دارن شاید فکر میکنن ترنم چون قدرت نداره هنوز نا امیده از این موضوع و میخوان یه جور بکشند طرف خودشون

    ۳ ماه پیش
  • naz

    1

    و می تونه ناامید میبینی باشه که بعد نه شنیدن از ترنم افسرده بشه 🤔🤫

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    ببینیم چی میشه🤭

    ۳ ماه پیش
  • یسناااا

    0

    د اخهه ترنممم مبیننننن امروززز روز پارته چرا ی پارت اپلود شدد

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    پارت دوم هم آپلود شد عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • donya

    0

    من چرا نگران فلشه ام حس میکنم شاید یه اتفاقی برا فلشه بیفته

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    نترس گم نمیشه🤣

    ۳ ماه پیش
  • هلن

    0

    من حدس میزدم این رمان مثلث عشقی داشته باشه ولی فکر میکردم اون نفر آرون باشه ولی مبین بود پس آرون رو حتما جادو کردن و باعث شده آدم بده بشه چون ترلان گفته بود آرون اول آدم خوبی بوده من فکر کنم آرون هنوز عاشق ترلان هست ولی این فقط یک نظریه هست 😘😘😘

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    0

    holy shet🫨😱😱

    ۳ ماه پیش
  • آیرا

    0

    انصافا انتظارشو نداشتم😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐 واقعا ذهن خلاق نویسنده آفرین داره ، چطوری آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ترنم و مبین واقعاااااا🙄😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳

    ۳ ماه پیش
  • آیرا

    0

    به احترام پارت عزیززز یک دقیقه سکوت😐😐😐😑😑😑😶😶😶😶😶

    ۳ ماه پیش
کپی شد!